لغت نامه دهخدا
رشته کش. [ رِ ت َ/ ت ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) رشته کشنده. که رشته و نخ را بکشد. || تربیت دهنده. ( ناظم الاطباء ).
رشته کش. [ رِ ت َ/ ت ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) رشته کشنده. که رشته و نخ را بکشد. || تربیت دهنده. ( ناظم الاطباء ).
رشته کشنده. که رشته و نخ را بکشد. یا ترتیب دهنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به پیوست دارای روشن ضمیر در آن رشته کش یافت فرخ امیر
💡 ازین دو گوهر جانی نکوتر ار خواهی به رشته کش گهر مدحت جهانبان را
💡 گهی پرده کش گلهای باغ انما گردم گهی رشته کش درهای درج هل اتی باشم