رسن پیچ

لغت نامه دهخدا

رسن پیچ. [ رَ سَم ْ ] ( ن مف مرکب ) صفت مفعولی از رسن پیچیدن. طناب پیچ. طناب پیچیده. پیچیده به رسن. || ( نف مرکب ) نعت فاعلی از رسن پیچیدن. که رسن بپیچد. || ( اِ مرکب ) چرخی که ریسمان دلو بر آن پیچد، و این در هندوستان نیز بود. احسنی خوانساری در تعریف حمام گوید:
رسن پیچی از دلو آن چرخ اخضر
نگون عکسی از جام آن مهر تابان.( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

صفت مفعولی از رسن پیچیدن یا چرخی که ریسمان دلو بر آن پیچد.

جمله سازی با رسن پیچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مار مخوان کاین رسن پیچ پیچ با کشش عشق تو هیچست هیچ

💡 دست تو چون تاب داد زلف رسن پیچ را بر دل تنگم فتاد بار غمت زآن رسن

💡 ز دل کسی که رسن پیچ طول آمال است به هر نفس زدن اهریمنی برون آرد

💡 در گره این رسن پیچ پیچ چون بگشایند چه بست است هیچ

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز