رسم شکستن

لغت نامه دهخدا

رسم شکستن. [ رَ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) قاعده و قانونی را بر هم زدن. آیینی را برانداختن. متروک ساختن عادت و امر معمول: اگر بشکنم این بیعت را... یا بشکنم رسمی از رسمهای آن... ایمان به قرآن نیاورده ام. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 317 ).
سر دو چشم تو گردم که گاه لطف نگه
چو جود شاه جهان رسم انتظار شکست.ثنای مشهدی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

قاعده و قانونی را بر هم زدن آیینی را برانداختن.

جمله سازی با رسم شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه گفتند که دست از تو نداریم خدا را پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

💡 نشکند عهد و وفای تو جلال ار تو شکستی پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز