رسال

لغت نامه دهخدا

رسال. [ رِ ] ( ع اِ ) قوائم شتر. ج ِ رِسْل. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). قوائم ستور. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

قوائم شتر جمع رسل قوائم ستور

جمله سازی با رسال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من رسالات و دواوین و کتب سوخته‌ام دیدهٔ بینش این حال ضرر بگشایید

💡 چگونه ممكن است انسان آغاز و انجام داشته باشد ولى راه و راهنما نداشت باشد؟ اگرانسان با مرگ نابود نمى شود، بلكه مرگ انتقال از نشئه اى به نشئه ديگر است وهدفى در پيش دارد، پس راهى نيز براى رفتن به مقصد وجود دارد و اگر راه باشد راهنمانيز لازم است. بنابراين، آيه محل بحث با صدر و ذيلش مى توانددليل بر ضرورت وحى و رسال نيز باشد.