ردوم

لغت نامه دهخدا

ردوم. [ رُ ] ( ع اِ ) ج ِ رَدَم. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به رَدَم شود.

جمله سازی با ردوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیگو کلمبوس تحت تعلیم همس ردوم کریستف کلمب به نام «بیتریس دی آرانا» بود تا این که به خانقاه فرانسیسکن «لا رابیدا» منتقل شد. این انتقال با اصرار پدر روحانی خوان پرز صورت پذیرفت که یک فرانسیسکن برجسته و کشیش ضمنی از سوی پدرش قلمداد می‌گشت.