ربم

لغت نامه دهخدا

ربم. [ رَ ب َ ] ( ع اِ ) گیاهی بهم پیوسته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

گیاهی بهم پیوسته

جمله سازی با ربم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه شب آنکه از حسرت آن شبم به گردون رسد هر شبی یا ربم

💡 اثر در گوش گل ده یا ربم را هزاری کن چو بلبل، منصبم را

💡 همسایه، شنید یا ربم را از یا رب من، به یارب آمد

💡 غیر ازین دیگر نباشد مذهبم بر همین مذهب بداری یا ربم

💡 بر من نبخشاید دلت یا رب چه سنگین دل بتی ما ناکه یا رب یا ربم در نیمه شب نشنیده‌ای؟