لغت نامه دهخدا
ذین. [ذین / ذَ ] ( ع اِ ) عیب. آهو. ذان. ذاب. ذام. ذیم.
ذین. [ذین / ذَ ] ( ع اِ ) عیب. آهو. ذان. ذاب. ذام. ذیم.
عیب.
💡 سیف فرغانی کمال عشقت ار حاصل نشد غیر نقصان بعد از ذین چیزی نیفزاید ترا
💡 انظروا ما بین ذین الا صبعین وابصروا ما لا رأی قلب و عین