دیوخانه
لغت نامه دهخدا
دیوخانه. [ وْ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خانه دیو. محل دیو. جایگاه دیو. دیوخان:
او در آن دیوخانه رفته ز هوش
کآمد آواز آدمیش بگوش.نظامی.خانه دیو، دیوخانه بود
گر خود ایوان خسروانه بود.نظامی.دیوخانه کرده بودی سینه را
قبله ای سازیده بودی کینه را.مولوی.
دانشنامه عمومی
دیوخانه ( به لاتین: Div Khaneh ) یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولایت بامیان واقع شده است.
جمله سازی با دیوخانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیوخانه کرده بودی سینه را قبلهای سازیده بودی کینه را
💡 گرتو زین دیوخانه فرد آئی جفت جان تو در جنان حور است
💡 برج دیوخانه رودبارک مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است که در روستای رودبارک در شهرستان مهدیشهر در استان سمنان، واقع شده است. این اثر در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۶۱۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 برج دیوخانه از آثار تاریخی پیش از اسلام در منطقه رودبارک شهرستان مهدیشهر در استان سمنان است. این اثر در تاریخ نهم اردیبهشت ماه ۱۳۸۲ با شماره ۸۶۱۸ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.