لغت نامه دهخدا
دینارچین. ( نف مرکب ) مخفف دینارچیننده. کسی که دینار جمع کند و از روی زمین بچیند:
بدو گشت دینارچین دست سائل
وز آن شرم شد روی دینار پرچین.خاقانی.
دینارچین. ( نف مرکب ) مخفف دینارچیننده. کسی که دینار جمع کند و از روی زمین بچیند:
بدو گشت دینارچین دست سائل
وز آن شرم شد روی دینار پرچین.خاقانی.
مخف دینار چیننده.
💡 بسازید صد تخت زیبا ز گنج ز دینار چین بدره پنجاه و پنج
💡 ز دینار چینی ز بهر نثار به گنجور فرمود تا سی هزار
💡 ز دینار چینی ز بهر نثار بیاورد فغفور چین صد هزار