دیر گشتن

لغت نامه دهخدا

دیر گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) به طول انجامیدن. به درازا کشیدن. طول کشیدن:
که این کار ما دیر و دشوار گشت
سخنها ز اندازه اندر گذشت.فردوسی.این سخن پایان ندارد گشت دیر
گوش کن تو قصه خرگوش و شیر.مولوی.

فرهنگ فارسی

به طول انجامیدن. به درازا کشیدن.

جمله سازی با دیر گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز اندوه دیر گشتن اندود بام خویش هر گه که اَبر دیدم و باران، دلم طپید

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز