لغت نامه دهخدا
دیرپیوند. [ پَی / پِی وَ ] ( ص مرکب ) دارای پیوستگی و اتصال دراز. که پیوستگی و ارتباط قدیم دارد:
کهن دولت چو باشد دیر پیوند
رعیت را نباشد هیچ دربند.نظامی.نه عیب تست که بیگانه وار میگذری
کسی که زودگسل نیست دیرپیوند است.نظیری.
دیرپیوند. [ پَی / پِی وَ ] ( ص مرکب ) دارای پیوستگی و اتصال دراز. که پیوستگی و ارتباط قدیم دارد:
کهن دولت چو باشد دیر پیوند
رعیت را نباشد هیچ دربند.نظامی.نه عیب تست که بیگانه وار میگذری
کسی که زودگسل نیست دیرپیوند است.نظیری.
دارای پیوستگی و اتصال دراز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کهن دولت چو باشد دیر پیوند رعیت را نباشد هیچ در بند
💡 زمانه زود ملالی ست دیر پیوندی سپهر سخت کمانی ست سست پیمانی