لغت نامه دهخدا
دیرتاز. ( نف مرکب ) که تاخت ممتد و طولانی دارد. که تاخت و تاز او دراز کشد:
بده پند و خاموش یکچند روزی
یله کن بدین کره دیر تازش.ناصرخسرو.
دیرتاز. ( نف مرکب ) که تاخت ممتد و طولانی دارد. که تاخت و تاز او دراز کشد:
بده پند و خاموش یکچند روزی
یله کن بدین کره دیر تازش.ناصرخسرو.
که تاخت ممتد و طولانی دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر دیر تازی ایا شهریار بگیرد همه ملک توران دیار