دژگیر
مترادفها
قلعهگیر
لغت نامه دهخدا
دژگیر. [ دَ ] ( اِ مرکب ) آلتی است آهنی که بدان خمیر چسبیده تغار را دور کنند. ( از آنندراج ).
دژگیر. [ دُ ] ( ص مرکب ) ترش و حامض وتند و تیز. ( آنندراج ). ترش و حامض. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با دژگیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فاطمه دختر ایرانی گلاره عباسی با محمود دژگیر محمدرضا هدایتی ازدواج میکند.