دوسند

لغت نامه دهخدا

دوسند. [ س َ ] ( اِ ) التصاق و چسبندگی. || کجی و اعوجاج. ( ناظم الاطباء ). اما ظاهراً دگرگون شده دوسیده است.

جمله سازی با دوسند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این خریداران گدایان طریق جملگی عباس دوسند ای رفیق