دور اندیشه

لغت نامه دهخدا

دوراندیشه. [ اَ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) که اندیشه آینده دور را بکند. که تدبیر کند. دوراندیش. مآل اندیش. ( یادداشت مؤلف ): و بونصر در چنین کارها دوراندیشه تر جهان بود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 546 ). رجوع به دوراندیشی شود. || عقل و بصیرت و بینایی در کارها. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

که اندیشه آینده دور را بکند.

جمله سازی با دور اندیشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راندن نکند خیرگی از طبع مگس دور اندیشه ز خواری نبود مرد دون را

💡 می‌دهد کلکم ز فیض عالم بالا خبر در سخن چون خامه من نیست دور اندیشه‌ای

💡 کسی کاین نظم دور اندیشه خواند اگر تاریخ تصنیفش نداند

آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز