لغت نامه دهخدا
دولای. [ دُ ] ( ص مرکب ) دولا.مضاعف و دوتا. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دولا شود.
دولای. [ دُ ] ( ص مرکب ) دولا.مضاعف و دوتا. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به دولا شود.
دولا. مضاعف و دوتا.، ( دولا ی ) ( صفت ) ۱ - دو تاه مضاعف: پارچه دولا ( که عرض آن بیش از پارچه معمولی است ). ۲ - خمیده منحنی. ۳ - سبوی آب و شراب. یا دولای پهنا پارچه ای که عرض آن دو برابر عزض پارچه های معمولی است. یا دولا پهنا حساب کردن بهای چیزی را دو برابر قیمت حقیقی محسوب کردن. توضیح: در تداول گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روش کار به این صورت است که نخهای دو لای پنبهای محکم به نام ریسمان بین دو نورد که یکی در بالا به نام سر کار و دیگری به نام پتبند قرار دارند بسته میشود و حصیر بافی از چوب پشت بند آغاز میگردد. حصیر بافان، نیها را با دست یکی زیر و دیگری را روی نخ تار میبافند و به اصطلاح خنک میکنند پس از بافت هر ردیف حصیر آن را شانه میزنند. شانه، تختهای چوبی با تعدادی سوراخ است که نخهای تار از میان سوراخها میگذرد.