لغت نامه دهخدا
دوبحری. [ دُ ب َ ] ( ص نسبی ) ( اصطلاح عروضی ) دوبحر. ( یادداشت مؤلف ). ملون. ذوبحرین. رجوع به دوبحر شود.
دوبحری. [ دُ ب َ ] ( ص نسبی ) ( اصطلاح عروضی ) دوبحر. ( یادداشت مؤلف ). ملون. ذوبحرین. رجوع به دوبحر شود.
دو بحر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر دو بحری آشنا آموخته هر دو جان بی دوختن بر دوخته