دهلیق
مترادفها
راهرو، کوچه، گذر، تنگنا
لغت نامه دهخدا
دهلیق. [ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اوزومدل بخش ورزقان شهرستان اهر. واقع در 14هزارگزی ورزقان. آب آن از چشمه تأمین می شود.سکنه آن 271 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جمله سازی با دهلیق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دهلیق یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان ازومدل جنوبی بخش مرکزی شهرستان ورزقان واقع شدهاست.
💡 در خانههای قدیمی و سنتی، معمولاً یک دهلیق طولانی و تاریک وجود دارد که افراد از آن برای عبور از بخشهای مختلف خانه استفاده میکنند.
💡 کودک با هیجان از میان دهلیق تنگ و قدیمی خانه پدربزرگش دوید تا به حیاط پشتی که پر از درختان میوه بود برسد.
💡 نور خورشید به سختی از میان پنجرههای کوچک دهلیق به داخل میتابید و فضای خنک و ساکتی را در گوشه و کنار خانه ایجاد کرده بود.