لغت نامه دهخدا
ده مه. [ دِه ْ م ِه ْ ] ( اِ مرکب ) بزرگ ده. صاحب ده. رئیس ده. کدخدا. دهخدا. دهبان. ( یادداشت مؤلف ).
ده مه. [ دِه ْ م ِه ْ ] ( اِ مرکب ) بزرگ ده. صاحب ده. رئیس ده. کدخدا. دهخدا. دهبان. ( یادداشت مؤلف ).
بزرگ ده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه چاره ده مه برج شرف به خانه ماست که از شعاع و شفق رشگ ماه چاردهند
💡 دنبهٔ کوهی که بهر خوانچه بر ده مه رفته و دو قرنش بسر
💡 سال ۲۰۱۰ انویل شروع به برگزاری یک تور بزرگ در اروپا میکند، کشورهایی چون انگلستان، اسپانیا، آلمان، اسپانیا، سوئیس، بلژیک، فنلاند و سوئد میزبان انویل در آن تور بودند و در اکثر موارد بلیطهای اجراها در همان لحظات اول نایاب میشدند. ده مه ۲۰۱۱، انویل آلبوم نیروی تخریبی عدالت را منتشر کرد، آلبومی که در استودیویی در کالیفرنیا ضبط شده بود.