لغت نامه دهخدا
دم باریک. [ دَ ] ( اِ مرکب ) نوعی انبردست.
دم باریک. [ دَ ] ( اِ مرکب ) نوعی انبردست.
دَم باریک ابزاری است شبیه به انبردست که نوکش بلند و باریک است و برای نگه داشتن و بریدن استفاده می شود.
این وسیله بیشتر توسط برق کارها استفاده می شود و در دیگر مشاغل نیز از آن برای بریدن و قطع کردن سیم و خم کاری ظریف استفاده می کنند. این وسیله بسیار عالی و محکم نگه می دارد و به خاطر سر باریکش در محیط های کوچک و محیط های شلوغ الکتریکی بسیار سودمند است. در مکان هایی که لبه های تیز و برنده وجود دارد استفاده از این وسیله باعث آسودگی خاطر می شود. شکل بلند آن ها باعث می شود در مکان ها و حفره هایی که سیم ها ( یا دیگر چیزها ) در عمق آن هستند و دسترسی به آن ها با دست یا سایر وسایل ممکن نیست، دم باریک ها سودمند باشند.
دَم گِرد و دَم کَج از انواع دم باریک هستید. دم گرد دارای نوک دایره ای شکل است و برای فرم دادن سیم ها و بیرون کشیدن خارهای دایره ای استفاده می شود. دم کج، دم باریکی است که نوکش خم شده و در انواع مختلفی ساخته می شود و معمولاً برای قراردادن یا خارج نمودن خارهای دایره ای در جاهایی که نمی توان از دم باریک استفاده کرد از آن استفاده می شود.
💡 این جانور نزدیک سطح آب پرواز میکرد و سرش را در آب فرو میبرد تا ماهیها را در نوک اسیر کند. وقتی نوک بسته میشد، دندانها چفت میشدند تا ماهی راهی برای فرار نداشته باشد. این جانور پروازگری قدرتمند بود. پوزهمنقاری دمی دراز با بالهای لوزیشکل و پوستی در انتهای دم داشت. غشای پایش هم تا مچ پایش کشیده شده بود. بالهای کشیده و نازکش آن را بهپیش میراندند و دم باریک و شقورقش نقش سکان را برای جهتدهی به پرواز بازی میکرد. اسکنِ سنگواره حفرهٔ مغزی پوزهمنقاری نشان میدهد که حواسی قوی داشتهاست.
💡 طول کل بدن گکوی عنکبوتی فارس به ۱۲ سانتیمتر میرسد و بارزترین ویژگیاش بدن کشیده و اندامهای حرکتی و دم باریک و لاغر آن است که شناساییاش را از دیگر گکوها ساده میکند.