دفان

لغت نامه دهخدا

( دفآن ) دفآن. [ دَف ْ ] ( ع ص ) رجل دفآن؛ مرد جامه گرم پوشیده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و مؤنث آن دَفْآی است. ( از اقرب الموارد ).
دفان. [ دَف ْ فا ] ( ع اِ ) چوب و تخته ٔکشتی. ج، دَفافین. ( از ذیل اقرب الموارد از تاج ).
دفان. [ دِ ] ( ع ص ) رکیة دفان؛ چاه انباشته. ( منتهی الارب ). چاهی که قسمتی از آن مدفون شده باشد. ( از اقرب الموارد ). ج، دُفُن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
- ماء دفان؛ آب انباشته و مدفون. ( از ذیل اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

رکیه دفان چاه انباشته. چاهی که قسمتی از آن مدفون شده باشد.
( دف آن ) رجل دف آن مرد جامه گرم پوشیده.

جمله سازی با دفان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پاسخ داد: چون رمضان رسد، بهر شب سوره ی دفان را یکصدبار برخوان. و چون شب بیست و سوم رسد، خود ناظر تصدیق چیزی خواهی بود که از آن پرسیدی.

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز