لغت نامه دهخدا
دعوی پرست. [ دَع ْ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) دعوی پرستنده. مقابل معنی پرست:
دل به هنر ده نه به دعوی پرست
صید هنر باش بهر جا که هست.نظامی.
دعوی پرست. [ دَع ْ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) دعوی پرستنده. مقابل معنی پرست:
دل به هنر ده نه به دعوی پرست
صید هنر باش بهر جا که هست.نظامی.
دعوی پرستنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه دعوی پرست و فرصت جوی همه معنی گذار و بیعت خواه