دشمنی جوی

لغت نامه دهخدا

دشمنی جوی. [ دُ م َ ] ( نف مرکب ) دشمنی جوینده. جوینده دشمنی. خصومت خواه. طالب عداوت:
بدل دشمنی جوی و بد خواه ماست
کز اهریمنی تخمه اژدهاست.اسدی.

فرهنگ فارسی

دشمنی جوینده. جوینده دشمنی.

جمله سازی با دشمنی جوی

💡 به دل دشمنی جوی و بدخواه ماست کز اهریمنی تخمه اژدهاست

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز