لغت نامه دهخدا
دشت گور. [ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مزارعی بخش برازجان شهرستان بوشهر. سکنه آن 294 تن. آب آن از چاه. محصول آنجا غلات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دشت گور. [ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مزارعی بخش برازجان شهرستان بوشهر. سکنه آن 294 تن. آب آن از چاه. محصول آنجا غلات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و یا شیر جنگی به یک دشت گور و یا بر سپاه شب تیره هور
💡 که شیری نترسد ز یک دشت گور ستاره نتابد چو تابنده هور
💡 چو شیری که بیند یکی دشت گور چگونه بر آرد زهر سوی شور
💡 چنین گفت کای نامداران تور کجا شیر ترسد ز یک دشت گور
💡 سیاوش هیمدون به نخچیر بود همی تاخت و افگند در دشت گور