لغت نامه دهخدا
دستخوشی. [ دَ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) سهل الحصولی. آسان بدست آیی. زبونی. ملعبگی:
تو پنداری که با تو من باشم شاد
زین دستخوشی منت که آگاهی داد.فرخی.|| مسخرگی.
دستخوشی. [ دَ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) سهل الحصولی. آسان بدست آیی. زبونی. ملعبگی:
تو پنداری که با تو من باشم شاد
زین دستخوشی منت که آگاهی داد.فرخی.|| مسخرگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو پنداری که با تو من باشم شاد زین دستخوشی منت که آگاهی داد