دریای لعل

لغت نامه دهخدا

دریای لعل. [ دَرْ ی ِ ل َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از پیاله و صراحی و خم پر از شراب باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از پیاله و صراحی و خم پر از شراب باشد.

جمله سازی با دریای لعل

کشتی زرین در او دریای لعل از حبابش بادبان آخر کجاست
ز بحر دی اگرت آرزو بود در عیش بیا و کشتی دریای لعل را دریاب
ز سیم برف، زمین شد چون قلزم سیماب بیا و کشتی دریای لعل را دریاب