دریان
مترادفها
دریانورد، ملاح، ملوان، کشتیبان
لغت نامه دهخدا
دریان. [ دَ رَ / دِرْ ] ( ع مص ) درایة. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به درایة شود.
جمله سازی با دریان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به گفته اهالی قدیمی محله سال ۱۳۳۰ میدان دریان نو وجود نداشت و میدان و اطرافش بیابانی بود که در شرق محله طرشت قرار داشت تا اینکه از سال ۱۳۳۵ اولین نشانههای سکونت در این حوالی شکل گرفت.
💡 بنیان گذاری این محله به فردی به نام حاج مهدی ابراهیمی دریانی که از اهالی شهر دریان واقع در آذربایجان شرقی می باشد. این فرد به منظور آبادانی و گسترش تهران اقدام به ساخت و بنیان گذاری این محل در زمانی که در این محله زندگی می کرد. به مرور زمان این محله به نام «دریان نو» شناخته شده است.
💡 خامنه در کوهپایههای کوهمیشو (میشوداغی) گسترده شده و شیب عمومی آن از شمال به جنوب است. این شهر از سمت شمال به شهر دریان و از شرق به شهر شبستر، از سمت جنوب به شورهزارهای بندر شرفخانه، شندآباد و دریاچهٔ ارومیه و از سمت غرب به تسوج و کوزهکنان محدود شدهاست. رود کفتر علی از بخش غربی آن عبور میکند و دارای چشمهها و قناتهای متعددی میباشد.
💡 داریان یا دریان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان شبستر در ۲ کیلومتری شمال خامنه، ۷ کیلومتری شرق شبستر و ۶۰ کیلومتری شرق تبریز واقع شدهاست. این شهر در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ خورشیدی با تصویب هیئت وزیران به شهر ارتقا یافت.
💡 به گفته اهالی قدیمی محله سال ۱۳۳۰ میدان دریان نو وجود نداشت و میدان و اطرافش بیابانی بود که در شرق محله طرشت قرار داشت تا اینکه از سال ۱۳۳۵ اولین نشانههای سکونت در این حوالی شکل گرفت.