دری وری
مترادفها
آشفتگی، بینظمی
متضادها
مرتب، منظم، آراسته
لغت نامه دهخدا
دری وری. [ دَ وَ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) حرف یاوه و مفت و مزخرف و بی ربط. ( فرهنگ لغات عامیانه ). هذیان. چرند و پرند. سخن بیهوده. لاطائل. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). سخن بی سروته.
- دری وری گفتن؛ پرت و پلا گفتن. ول گفتن. پرت گفتن. مغالطه کردن. جواب ناموافق با سؤال دادن.
فرهنگ عمید
پرت وپلا، حرف یاوه و بی ربط و بی معنی، سخن بیهوده و بی سر و ته.
فرهنگ فارسی
( اسم ) سخن بی سر وته کلام بیهوده مزخرف چرند و پرند.
حرف یاوه و مفت و مزخرف و بی ربط. پرت و پلا گفتن.
جمله سازی با دری وری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیشتر قرن نوزدهم و بیستم، به خاطر شهرت و محبوبیت کتاب «زندگینامههای کوتاه»، اوبری کمی بیشتر از یک سرگرمکنندهٔ خاص، غیرعادی و دری وریگوی دارای اعتماد به نفس در نظر گرفته شد. فقط در دهه ۱۹۷۰، از وسعت نظر و نوآوریهایش در پژوهش بهطور گستردهای قدردانی شد. او در طول عمر خود مطالب کمی منتشر کرد، و بسیاری از مهمترین نسخههای خطی او (که بیشتر آنها در کتابخانه بادلین نگهداری میشود) منتشر نشده باقیماندهاست یا تنها بخشی از آنها و به صورتی نامطلوب منتشر شدهاند.
💡 از ترس جان خویش، به فرمانده قوا ناچار گوید، این سخنان دری وری: