درشتر
لغت نامه دهخدا
درشتر. [دُ رُ ت َ ] ( ص تفضیلی ) درشت تر. رجوع به درشت شود.
جمله سازی با درشتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 باران شروع شد، سريع و سريعتر شدقطره ها درشت و درشتر شد و همانگونه كه قرآندر آيـه 11 سـوره قمر ميگويد گوئى تمام درهاى آسمان گشوده شده و اقيانوسى از آباز لابلاى ابرها فرو مى ريزد
💡 در داستانهای قدیمی و افسانههای محلی، همیشه از سفرهای پرماجرا و طولانی که با استفاده از درشتر در بیابانهای سوزان انجام میشد، صحبت به میان میآمد.
💡 در گذشته، درشتر به عنوان حیوان اصلی برای حمل بار و جابجایی کالا در مسیرهای تجاری دشوار و بیابانی مورد استفاده قرار میگرفت و بسیار ارزشمند بود.
💡 شاعر با توصیف شکوه و عظمت یک درشتر در میان شنهای روان، توانسته است تصویری بسیار زیبا و پراحساس از طبیعت وحشی بیابان را ترسیم کند.