لغت نامه دهخدا
درستی ده. [ دُ رُ دِه ْ ] ( نف مرکب ) درستی دهنده. دهنده درستی. جبار. صحت بخش. مقابل شکننده:
درستی ده هر دلی کو شکست
شفاعت کن هر گناهی که هست.نظامی.
درستی ده. [ دُ رُ دِه ْ ] ( نف مرکب ) درستی دهنده. دهنده درستی. جبار. صحت بخش. مقابل شکننده:
درستی ده هر دلی کو شکست
شفاعت کن هر گناهی که هست.نظامی.
درستی دهنده جبار صحت بخش
💡 ز افتقار حسود تو هست بر همه کس ز بهر قرض درستی دهان گشاده چو گاز