دراز داشتن

لغت نامه دهخدا

دراز داشتن. [ دِ ت َ ] ( مص مرکب ) دراز گردانیدن. طولانی کردن. مشروح و مفصل یاد کردن. تفصیل دادن: این دراز از آن دارم که تا مقرر گردد که من در این تاریخ چون احتیاط می کنم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 681 ).
- دراز داشتن سخن؛ طولانی کردن آن:
بدو گفت شاه آنچه دانی ز راز
بگوی و مدار این سخن را دراز.فردوسی.

فرهنگ فارسی

دراز گردانیدن

جمله سازی با دراز داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بخيل بودن، آرزوى طول و دراز داشتن، حريص بر دنيا بودن، قطع صله رحم كردن،آخرت را فداى دنيا كردن.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز