لغت نامه دهخدا
دربستگان. [ دَ ب َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) ج ِ دربسته. بستگان: بهیچ وقت از وی و از فرزندان وی و دربستگان وی... خالی نباشیم. ( اسرارالتوحید ص 276 ).
دربستگان. [ دَ ب َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) ج ِ دربسته. بستگان: بهیچ وقت از وی و از فرزندان وی و دربستگان وی... خالی نباشیم. ( اسرارالتوحید ص 276 ).
جمع در بسته بستگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 O ديه ى پرداختى به خانواده مقتول مسلمان، اوّل آزادى برده مطرح شده، سپس خونبها، (تحرير رقبة و دية ) ولى در بستگان كافر، اوّل سخن از خونبهاست، سپس آزادى برده. (فدية مسلّمة... وتحرير رقبة ) شايد چون خويشانِ غير مسلمان، توجّهشان بيشتر به مادّيات است ويا آنكه پرداخت ديه، در حفظ وبقاى پيمان مؤ ثّرتر است.
💡 تاکنون هیچ مطالعهای نشده که میزان قطعی شیوع این اختلال را نشان دهد. اما به نظر میرسد در یک تا دو درصد از جمعیت وجود داشته باشد و در زنها نیز دو برابر مردها شایع است. شیوع اختلال افسردگی اساسی، اختلالات مربوط به مصرف الکل، و سوء مصرف مواد، در بستگان درجهٔ اول افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، بیشتر از جمعیت عمومی است.