دخل دار

لغت نامه دهخدا

دخل دار. [ دَ ] ( نف مرکب ) دارنده دخل. با دخل. رجوع به دخل شود. || دخیل. رجوع به دخیل شود.

فرهنگ فارسی

دارنده دخل

جمله سازی با دخل دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شغل خوبی زیرِ سر کن دخل دار جان بابا را به ورّاجی چکار

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز