دجل

لغت نامه دهخدا

دجل. [ دُج ْ ج َ ] ( ع ص ) دجل الناس؛ مرد فرومایه. ( منتهی الارب ).
دجل. [ دَ ] ( ع مص ) دروغ گفتن. || سوختن. || آرمیدن با زن. || بریدن زمین را به رفتن. || قطران مالیدن شتر را یا همه اندام شتر را قطران مالیدن. ( منتهی الارب ). تمویه الشی و کل غطیته فقد دجلته. ( تاج المصادر بیهقی ).
دجل. [ دَ ج َ ] ( ع مص ) ظاهراً همان دَجْل باشد که به ضرورت در فارسی حرف جیم ساکن آنجا را متحرک آورده اند به معنی دروغ گفتن:
با عیسی پاک همنشین شو
بگذار دجل برای دجال.عطار.

فرهنگ فارسی

ظاهرا همان دجل باشد که به ضرورت در فارسی حرف جیم ساکن آنجا را متحرک آورده اند بمعنی دروغ گفتن

دانشنامه عمومی

دجل ( ترکی آذربایجانی: Dəcəl ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آرتساخ است که در استان هادروت واقع شده است.

جمله سازی با دجل

💡 دمش بد ز سرما فسرده نفس چو خر در دجل بازمانده فرس

💡 حدود ساعت ۱۶:۰۰ وزارت دفاع جمهوری آذربایجان از حمله توپخانه‌ای نظامیان ارمنستان به مناطق مسکونی ساریجالی در شهرستان آغجابدیع، بهارلی، چراغلی و اوچ اوغلان در شهرستان آق‌دام، و شاه‌ولی‌لر در شهرستان بردع خبر داد. تقریباً پس از ۴۰ دقیقه، الهام علی‌اف، رئیس‌جمهوری آذربایجان، در پیامی توئیتری نوشت که ارتش جمهوری آذربایجان امروز در طی نبردها، همراه با مرکز شهرستان استراتژیک جبرائیل، در جنوب منطقه قره‌باغ، روستاهای کارخولو، شیوکیوربیلی، مارالیان بالا، چره‌کن، داش‌کسن، هورولو، محمودلو، جعفرآباد و دجل آن ناحیه را بازپس‌گرفت.

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز