در معنای مادی، «دبداب» به طبل، دهل یا هر نوع ساز کوبندهای گفته میشود که برای ایجاد صدا و آهنگ در مراسمها یا جشنها استفاده میگردد. از نظر معنای مجازی، «دبداب» به آوازه، شأن، شوکت، شکوه، عظمت و سرفرازی اشاره دارد و بیانگر بزرگمنشی، جلوه و اعتبار یک شخص، جایگاه یا چیز است. در این معنا، «دبداب» میتواند به هر چیزی که بزرگ، باشکوه یا پرابهت است نیز اطلاق شود و مفهومی از شکوه و عظمت را القا کند. در فرهنگهای محلی مانند شوشتر، این واژه هم برای طبل و هم برای شکوه و بزرگی به کار رفته و نشاندهنده انعطاف معنایی آن در زبان فارسی است. کاربرد «دبداب» در ادبیات و متون کهن اغلب با بار مثبت همراه است و بیانگر جلال، وقار و اعتبار اجتماعی یا هنری است.
دبداب
لغت نامه دهخدا
دبداب. [ دَ ] ( ع اِ ) طبل. ( از منتهی الارب ).
دبداب. [ دَ ] ( اِ ) آوازه و شأن و شوکت و شکوه و عظمت را گویند. ( برهان ). سرفرازی و شکوه و بزرگی و آوازه. || هر چیزی بزرگ. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی کتابخانه مؤلف ). دبدابه.
فرهنگ معین
(دَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - طبل، دهل. ج. دبابیت. ۲ - شأن، شوکت، شکوه.
دانشنامه عمومی
دبداب ( به عربی: دبداب ) یک شهرداری در الجزایر است که در ناحیه ان امیناس واقع شده است. دبداب ۳۱٬۵۳۷ کیلومتر مربع مساحت و نیز ۴٬۳۴۱ نفر جمعیت دارد.
ویکی واژه
طبل، دهل.
دبابیت.
شأن، شوکت، شکوه.