دانش فروز

مترادف‌ها

روشنگر، آگاه‌کننده

لغت نامه دهخدا

دانش فروز. [ ن ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) فرزنده دانش. روشنی بخش علم. افروزنده و متجلی سازنده علم و فضل. || ( ن مف مرکب ) افروخته بدانش. روشن بنور معرفت. متجلی بعلم و فضل:
تا بتوان ازدل دانش فروز
دشمن خود را بگلی کش چو روز.نظامی.

فرهنگ عمید

فروزندۀ دانش، روشنی بخش علم و دانش، افروزندۀ علم و فضل.

فرهنگ فارسی

فرزوند. دانش

جمله سازی با دانش فروز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز دانش گریزان بود اهرمن ز دانش فروزان بود انجمن

💡 زمان خواست پس نامور هفت روز برفت آنک بودند دانش فروز

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران