دادنج
مترادفها
رشوه، پاداش
لغت نامه دهخدا
دادنج. [ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش قاین شهرستان بیرجند. واقع در 48 هزارگزی جنوب قاین به بیرجند. کوهستانی، معتدل دارای 29 سکنه. آب آن از قنات، محصول آنجا غلات و شلغم و چغندر است. شغل اهالی آن زراعت و مالداری وراه آنجا مالرو است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جمله سازی با دادنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان دادنجان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۲۷۷ نفر (۱۰۲خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان دادنجان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۰ نفر (۲۲خانوار) بودهاست.
💡 دهستان دادنجان نام دهستانی در بخش میمند شهرستان فیروزآباد، استان فارس در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۵۳۴ نفر (۴۶۳ خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان دادنجان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بودهاست.