لغت نامه دهخدا
خیرگاه. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) اندرون خانه. اندرونی. درون خانه. ( یادداشت مؤلف ).
خیرگاه. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) اندرون خانه. اندرونی. درون خانه. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خیرگاه حاتم طی نیست پشه یی بر باد رفت و هیچ کسی را بجا نماند
💡 منفعل ماه از چراغ گوشه ایوان تو وی ز فانوس تو نورانی فلک را خیرگاه
💡 تا خیرگاه حاتم طی گشت سرنگون جز خاک توده یی به دیار عرب نماند
💡 از آن زمان که فلک حقه باز شد گاهی ز شر حادثه این خیرگاه خالی نیست
💡 همیشه سایلان خشنود از وی دکانش خیرگاه حاتم طی
💡 از خیرگاه حاتم طی نیست غیر نام مانند گردباد ز دشت این غزاله رفت