خون گیر
واژه خون گیر در زبان فارسی معانی مختلفی دارد که هر یک به جنبههای متفاوتی از مفهوم خون و خونگیری اشاره دارد:
به معنای حجامتکننده
در این معنا، به معنای حجامتکننده یا کسی که کارش حجامت کردن و خون گرفتن است میباشد. حجامت یک روش درمانی سنتی است که در آن با استفاده از ابزار خاصی (فنجانهای حجامت) خون از بدن فرد گرفته میشود. این روش به عنوان یک روش درمانی برای پاکسازی بدن و بهبود برخی بیماریها شناخته شده است.
به معنای رگزن
در این معنا، خون گیر به رگزن اشاره دارد، یعنی کسی که اقدام به زدن رگ میکند تا از بدن خون بگیرد. این مفهوم میتواند به پزشکان، پرستاران یا تکنسینهای آزمایشگاه اطلاق شود که وظیفهشان جمعآوری خون از بیماران است.
به معنای قاتل
در این معنا، خون گیر به شخصی اطلاق میشود که مرتکب قتل میشود. این مفهوم به صورت استعاری استفاده میشود و به فردی اشاره دارد که با هدف کشتن، از دیگران خون میگیرد. در ادبیات و زبان محاورهای، این واژه میتواند به قاتلان، جنایتکاران یا افرادی که به صورت غیرقانونی و به طور عمدی جان دیگران را میگیرند، اشاره کند.
مترادفها
خونخوار، پررنگ
لغت نامه دهخدا
خونگیر. ( نف مرکب ) خون گیرنده. حجام. فصاد. رگ زن.آنکه از بدن دیگران خون می گیرد. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
حجّام، رگ زن.
فرهنگ فارسی
( صفت ) رگزن فصاد حجام.
جمله سازی با خون گیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن داستان جنایی بسیار خون گیر و تکان دهنده بود، به طوری که خوانندگان تا مدتها نمیتوانستند صحنههای وحشتناک آن را از ذهن خود پاک کنند.
💡 در آن جنگهای طولانی و خون گیر، بسیاری از خانوادهها شاهد از دست دادن عزیزان خود بودند که آثار تلخ آن تا نسلها باقی ماند.
💡 موسیقی متن این فیلم بسیار خون گیر و پرکشش بود و توانست اتمسفر ترسناک و وهمآلود داستان را به خوبی به مخاطبان منتقل کند.