خون دیده

لغت نامه دهخدا

خون دیده. [ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) حائض. طامث. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

حائض طامث

جمله سازی با خون دیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ماتم تو دهر بسی شیون کرد لاله همه خون دیده در دامن کرد

💡 درد هجرانت چه گویم دلبرا روی جانم را به خون دیده شست

💡 سروی به خون دیده بپروردمش به ناز برداشت از سر من بیچاره سایه باز

💡 تو گفتی روی خاقانی است آن طشت که خون دیده بر وی رهگذر کرد

💡 ابریست که خون دیده بارد غم تو زهریست که تریاک ندارد غم تو

💡 تا عالمی نسوزد از این آه آتشین از خون دیده میزنم آبی بآتشی

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز