کلمهی «خوشان» در زبان فارسی به معنای فردی است که خود را خوشحال، راضی یا خوشبین نشان میدهد و معمولاً اشاره به کسی دارد که در رفتار و منش، شادابی، رضایت و آرامش را نمایان میسازد. این واژه در متون ادبی، اخلاقی و روزمره کاربرد دارد و بیانگر شخصیتی است که با برخورد و نگرش مثبت خود، محیط اطراف را نیز دلپذیر و آرام میکند. «خوشان» میتواند توصیفکننده کسی باشد که از نعمتها و شرایط زندگی رضایت دارد و با متانت و آرامش خود، نمونهای از خوشبینی و رفتار مثبت انسانی را ارائه میدهد. در ادبیات فارسی، این واژه گاهی به صورت استعاری نیز به کار رفته و نشاندهنده کسی است که روح و روانش در هماهنگی و آرامش کامل قرار دارد و تأثیر مثبت بر اطرافیان میگذارد. از نظر معنایی، «خوشان» با واژههایی چون شادان، راضی، خوشحال و آرام همخانواده است و همواره بر ویژگیهای مثبت اخلاقی و روانی فرد تأکید دارد.
خوشان
لغت نامه دهخدا
خوشان. [ خ َ ] ( ع اِ ) گیاهی است مانند سرمق الا انه الطف ورقاً و فیه حموضة و یؤکل. ( منتهی الارب ). ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خوشان. [ خوَ / خ ُ ] ( ق ) در حال خوشی. ( یادداشت مؤلف ): بسی نیز بودی که دامن کشان بسروقت من آمدندی خوشان. ( دستورنامه نزاری چ روسیه ص 72 ).
فرهنگ فارسی
در حال خوشی بسی نیز بودی که دامن کشان بسر وقت من آمدندی خوشان.
جمله سازی با خوشان
💡 زان عهد یاد باد که بیباده محتشم میشد خوشان ز خوش دلی خدمت خوشان
💡 جان گوش کشان آید دل سوی خوشان آید زیرا که بهار آمد شد آن دی بیگانه
💡 هین بکشان هین بکشان دامن ما را به خوشان ز آنک دلی که تو بری راه پریشان نبری
💡 رهین آن کرمم من که چون خوشان باشید هزار گنج ببخشید وزر دو صد خروار
💡 نرگس مستش که شد ساقی بزم همه عالمی از وی خوشان من بخمارم از او