خوش نظر

لغت نامه دهخدا

خوش نظر. [ خوَش ْ / خُش ْ ن َ ظَ ] ( اِ مرکب ) لاله ٔخطایی. ریحان تاتاری. رستنی که هر یک از برگ آن بچند رنگ میشود و عصاره آن بر گوش چکانند کرم گوش را بکشد. مجنج. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ):
چه خوری خون چو لاله دل سوز
خوش نظر باش و بوستان افروز.خواجوی کرمانی.بازگشا نرگس مازاغ را
آب ببر خوش نظر باغ را.خواجوی کرمانی ( از آنندراج ).دل مائل حسن خوش نظر نیست
آن خوش نظر است یا کمر نیست.فاتحةالقلوب ( از شرفنامه منیری ).بی باده روی خوب تو ای خوش نظر مباد
در باغ اگر نظر بسوی خوش نظر کنم.( شرفنامه منیری ).ز خورشید خیری دل شب سحر
نظرها خوش از دیدن خوش نظر.ظهوری ( از آنندراج ).|| ( ص مرکب ) الفت گیرنده. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

لاله خطایی ریحان تاتاری

جمله سازی با خوش نظر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مطرب و ساقی ز باده خرّم و سرخوش خوش نظران در کنارشان شده سستان

💡 یارب بحق آن چمن آرای لو کشف کو بود سرو خوش نظر باغ لافتی

💡 خوش نظر کردی بسوی آن درخت اندر آن حیران بماندی مرد سخت

💡 گشت تمام آنچه مراد دل ما بود خوش خوش نظری کرد باشکال... ر بر

💡 باغ بینش را خط ریحانی او خوش نظر چرخ دانش را حروف صفحه های او شهاب

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز