لغت نامه دهخدا
خوش رگ. [ خوَش ْ / خُش ْ رَ ] ( ص مرکب ) به کنایه بدرگ و بداصل. بدجنس. ( یادداشت مؤلف ).
خوش رگ. [ خوَش ْ / خُش ْ رَ ] ( ص مرکب ) به کنایه بدرگ و بداصل. بدجنس. ( یادداشت مؤلف ).
بکنایه بدرگ و بد اصل بدجنس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن رگهاست بانگ چنگ خوش رگ ز عکس و لطف آن زاری است زاری