خورنه
لغت نامه دهخدا
خورنه. [ خ َ وَ ن َ ] ( اِخ ) خورنق که کوشک بهرام است. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ایران در زمان ساسانیان ص 15 و 92 شود.
خورنه. [ خُرْ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاه، واقع در شمال خاوری کوزران و خاور باوان سردار. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و چغندرقند و صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری. راه مالرو است و در تابستان می توان اتومبیل برد. این دهکده از دو محل بفاصله دو کیلومتر و معروف به علیا و سفلی تشکیل شده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جمله سازی با خورنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه سید خلیل مربوط به دوره نوسنگی - عصر آهن - دوره اشکانیان - سدههای میانه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان کرمانشاه، بخش کوزران، دهستان سنجابی، ۱/۵ کیلومتری شرق روستای خورنه سفلی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۴۲۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 خورنه سفلی، روستایی از توابع بخش کوزران شهرستان کرمانشاه در استان کرمانشاه ایران است.
💡 خورنه علیا، روستایی از توابع بخش کوزران شهرستان کرمانشاه در استان کرمانشاه ایران است.