خورندگان

لغت نامه دهخدا

خورندگان. [ خوَ / خ ُ رَ دَ / دِ ] ( اِ ) ج ِ خورنده. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

جمع خورنده

جمله سازی با خورندگان

💡 این همچنانست که ربّ العزة خورندگان مال یتیم را گفت: «إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامی‌ ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً». قومی آیت بر عموم براندند و گفتند اعراض هم از کافرانست هم از مؤمن، اعراض کافر ترک ایمانست، و اعراض مؤمن ترک عمل و عقوبت ایشان باین اعراض که کردند اینست که گفت: «فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً».

💡 و نيز وقتى اشكال شده كه معنا ندارد درخت زقوم را شجره ملعونه بنامند، مگر درخت چهكرده كه ملعون شود؟ در جواب گفته اند: مراد از لعن درخت لعن خورندگان آن است كهبطور مجاز اسناد، و به منظور مبالغه در لعن به خود درخت گفته شده، و يا گفته اند:لغت به معناى دورى است و شجره ملعونه در دورترين فاصله از رحمت خدا قرار دارد، چوندر قعر جهنم واقع شده.

💡 و (نيز) درختى كه از طور سينا مى رويد، (و) روغن و نان خورش براى خورندگان به بار مى آورد.

💡 در پاسخ مى گوئيم ممكن است منظور لعن خورندگان آن باشد، بعلاوه لعن چيزى جز بعداز رحمت خدا نيست، و بديهى است چنين درختى، از رحمت پروردگار بسيار دور است.

💡 قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ (۱۵۳) گفتند چه ای تو مگر یکی از خورندگان کرده و از آشامندگان.

💡 (فلما جاءهم نذير ما زادهم الا نفورا) - وقتى مراد از سوگند خورندگان، قريش شد،قهرا مراد از نذير هم رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) خواهد بود. و نفور بهمعناى تنفر و دور شدن و فرار كردن است.