خودپالایی
مترادفها
خودسازی، تهذیب نفس
متضادها
خودآلودگی
فرهنگستان زبان و ادب
{self-purification, natural purification} [مهندسی محیط زیست و انرژی] فرایندهایی که به پالایش طبیعی پیکره های آبی آلوده منجر می شوند
ویکی واژه
فرایندهایی که به پالایش طبیعی پیکرههای آبی آلوده منجر میشوند.
جمله سازی با خودپالایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلزات سنگین موجود در زیستتوده برداشتشده، میتوانند سوزانده شده یا حتی برای استفادههای صنعتی بازیافت شوند. برخی از آثار هنری آسیبدیده در موزهها حاوی میکروبهایی هستند که این میکروبها میتوانند به عنوان عوامل زیستی پالایشی شناخته شوند. در مقابل این وضعیت، آلایندههای دیگر، مانند هیدروکربنهای آروماتیک (حلقوی) که معمولاً در مواد نفتی هستند، هدفهای نسبتاً سادهای برای تجزیهٔ میکروبی بهشمار میروند. حتی برخی خاکها تا حدودی ظرفیت خودپالایی دارند، که این به دلیل حضور جوامع میکروبی بومی است که توانایی تجزیهٔ این ترکیبات را دارند.