لغت نامه دهخدا
خواب و خیال. [ خوا / خا ب ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) وهم. خیال. توهم. ( ناظم الاطباء ).
خواب و خیال. [ خوا / خا ب ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) وهم. خیال. توهم. ( ناظم الاطباء ).
وهم خیال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیدیم که اینها همگی خواب و خیال است مردانه ازین خواب و خیالات گذشتیم
💡 نه خواب گذارد به نظرها نه خیالی از چشم و دهن خواب و خیالی که تو داری
💡 ما را نظر به عالم دیگر گشوده اند مرگ و حیات، خواب و خیال است پیش ما
💡 این تویی در بر من یا که بود خواب و خیال که من از بخت خود این واقعه باور نکنم
💡 مرد روستایی تنها ماندهاست و همه چیز مانند خواب و خیالی به نظر میرسد.
💡 جهان و هرچه در او هست پیش اهل نظر نظیر خواب و خیال است عکس ظل تراب