خمیر شدن

لغت نامه دهخدا

خمیر شدن. [ خ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بشکل خمیر درآمدن. نرم شدن:
بر هر که تیر راست کند بخت بد
بر سینه چون خمیر شود جوشنش.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

بشکل خمیر در آمدن بحالت خمیر در آمدن

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز