خم گشتن

لغت نامه دهخدا

خم گشتن. [ خ َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) خم شدن. منحنی شدن. کج شدن. || دولا شدن. دوتا شدن. رکوع کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

خم شدن منحنی شدن

جمله سازی با خم گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به پیش اهل ولایت نماز نیست درست اگر ز شیشه نداری طریق خم گشتن

💡 شهنشهی که به تعظیم اوفتد هر شام کلاه مهر فلک از سرش به خم گشتن

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز