خلوت گرای

لغت نامه دهخدا

خلوت گرای. [ خ َل ْ وَ گ َ / گ ِ ] ( نف مرکب ) مایل بخلوت. خلوت گزین:
چو دانست کو هست خلوتگرای
پیاده به خلوتگهش کرد رای.نظامی.

فرهنگ فارسی

مایل بخلوت خلوت گزین

جمله سازی با خلوت گرای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو باطن پاک کردی سوی خلوت گرای ای مرد بی مردود و علّت